المحقق السبزواري

202

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

تا آنكه آن امنيّت باعث ترس و اندوه عاقبت شود » . چه هرگاه كسى در ابتدا بترسد ، تهيّه و استعداد كرده مراعات حزم خواهد كرد و عاقبت كار منتظم خواهد شد و باعث امنيّت و رفاهيّت خواهد شد ؛ و هرگاه در اوّل حال ايمن باشد ، غافل خواهد بود و در دفع آفات نخواهد كوشيد و مرتبه‌مرتبه آفات رو به تزايد خواهد داشت تا وقتى كه اختلال كلّى شود و موجب ترس و اندوه عظيم گردد . و آن حضرت فرمود : « مادحك بما ليس منك مستهزىء بك فان لم تسعفه بنوالك بالغ فى ذمّك و هجائك « 1 » » يعنى : « كسى كه مدح تو كند به چيزى كه نداشته باشى ، فى الحقيقة استهزا به تو كرده . پس ، اگر به عطا حاجت او برنياوردى ، مبالغه در مذمّت تو خواهد كرد » . و آن حضرت فرموده : « مناصحك مشفق عليك محسن اليك ناظر فى عواقبك مستدرك فوارطك ، ففى طاعته رشادك و فى مخالفته فسادك » « 2 » يعنى : « كسى كه به اخلاص ناصح تو باشد ، مهربان است بر تو و نيكوكار است با تو ، ناظر است در عواقب امور تو ، تدارك‌كنندهء تقصيرات توست . پس ، در طاعت او رشاد توست و در مخالفت او فساد كار توست » . سوم آنكه كسان به جهت ديوان و دادرسى رعيّت و مظلومان تعيين نمايد ، چون پادشاه را هميشه ميسّر نيست كه خود به همه ديوانى مىرسيده باشد ، و در تقويم و اصلاح ارباب ديوان و دادرسان مظالم احتياط مرعى دارد . اوّل آنكه آن‌كس قابل اين شغل خطير بوده باشد و آنچنان بود كه كاردان و صاحب وقوف و دانا به قواعد و قوانين شرع و حساب و عرف بوده باشد و صاحب فضل و كمال و امانت و ديانت باشد و نيك ذات و كدخدا « 3 » و غمخوار پادشاه و رعيّت باشد و بىطمع باشد و از اهل لهو و فراغت و عيش نباشد ، بلكه صاحب كد و جفاكش بوده باشد و نرمى با درشتى جمع داشته باشد . ثانيا ، پادشاه هميشه از خصوصيّات احوال و ديوانهاى ايشان متفحّص بوده باشد و اگر

--> ( 1 ) . غرر الحكم ، ج 6 ، حديث شماره 9838 ، ص 2799 . ( 2 ) . همان ، حديث شماره 9839 . ( 3 ) . اگر تركيبى از كد فارسى ( به معنى خانه ) و خدا ( به معنى صاحب ) باشد ، در اصطلاح شخصى را گويند كه موقر و معتبر و كارساز و مهم‌ّگزار مردم باشد . براى آگاهى از ديگر معانى اين واژه به دهخدا ، لغت‌نامه ، ذيل همين واژه و نيز برهان قاطع ، ج 3 ، ذيل كدّ و كدخدا مراجعه شود .